شاعر و فرشته
سلام
شاعر و فرشته
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر
شعری به فرشته داد.شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و
شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه كرد و
دهانش مزه عشق گرفت.
خدا گفت: دیگر تمام شد دیگر زندگی برای هر دو تان دشوار می شود!
زیرا شاعری كه بوی آسمان را بشنود، زمین برایش كوچك است و
فرشته ای كه مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ می شود.
شاد باشید...![]()
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 0:22 توسط بهزادپیروزیان(بی نشان)
|
عاقبت یک روز مغرب ، محو مشرق می شود