اس ام اس های جدید.اس ام اس خارجی.با ترجمه.سرکاری.ط
***روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری باهم شنا کنیم؟
حقیقت ساده دل قبول کرد.
آن دو باهم به ساحل رفتند حقیقت لباسش را در آورد وناگهان دروغ حیله گر لباس های او را
پوشید ،از آن روز حقیقت عریان ،زشت است ودروغ در لباس حقیقت زیبا...
آسمان همیشه ابری نیست***
ازکجای این کره خاکی بگم .***
پس کجاست سپیدی پایان شب سیاه؟
پس کو امیدی که در پس نوامیدی می آید.؟ آه آه آه
من از اون آدمهایی نیستم که اگه یه روز گذاشتی و رفتی، کس دیگه ای رو جات بپذیرم. می ترسم اونقدر دیر برگردی که دیگه حتی خودتو هم نپذیرم...
*تو ادبیات فارسی و زبان و زبان شناسی و دستور زبان و همه چی "عزیز من" و "عزیزم" کاملا هم معنی اند!؛ ولی در واقع یک ذره هم هم معنی نیستن!
*من ِ شیفته ی تو هم دیگه تکراری شده، شیفتگی های بی پایان، واقعاً عادلانه نیستند، واقعاً...
*مث پروانه ای در مشت چه آسون میشه ما رو کشت
خیلی سخت است آدم بداند پریدن یعنی چه ،ولی چاره ای جز راه رفتن نداشته باشد!***
***روزهای بدی در زندگی آدم می رسد
که هیچ کسی حتی نمی پرسد:
" خوبی ؟
***به دلتان یاد دهید
آنقدر روی آدم ها سرمایه گذاری نکند
آنها هم مثل خود ما هستند
درست جایی که باید باشند
میگذارند و می روند
به همین راحتی
یا حتی از این هم راحت تر ...
***این پنجره ها پلک نمی زنند
اشتباه میکنند .....
تو هیچ وقت ازاین خیابان رد نمی شوی ...
*بعضی ها با اومدنشون تنهایی میارن ... بعضی ها با رفتنشون...***
دارم میرم به جنگ ِمن.این آخرین نبردمه!!
ماهی هم شوم ***
قرمز شیرین نمی شوم که سرزنده دیده شوم
شوریده می شوم که چون دیده شوم دریده شوم
اینسان خوش عاقبت که منم
نه کسی را کشته ام نه دری را بسته ام اما نمی دانم چرا در این جای در بسته ام***
خودتو از کسى پس نگیر،چون ممکنه تنها چیزى باشى که اون داره...
تو اولین ترانه پرواز بودی!چه با شکوه بود آمدنت چه بی دوام بود ماندگاریت وچه بیاد ماندنی بود رفتنت
رسم ما آوارگان ترک وفا و دوست نیست / رسم ما دریا دلان خشکیدن احساس نیست، ما محبت را به نام دوست ارزان میکنیم / تا صداقت زنده است ما هم رفاقت میکنیم
خوشبخت اگر خار بکارد از بخت خوشش لاله و ریحان در آید / بدبخت اگر مسجدی از آینه سازد یا سقف فرو ریزد و یا قبله کج آید
دوستان باوفا سایه گستر لحظه های تلخ، شیرین روزگارند، سایت ات برقرار
پشت پلکم عکستو نقاشی کردم گلکم / تو رو میبینم تا وقتی چشم میبندم گلکم
میدونم که دلت مثل آیینه صافه / این فاصله هاست که بی انصافه
قلب مرا آتش زدند هدیه به تو خاکسترش / این دل وفادار توبود، اما نکردی باورش
عمر من غارت شدو غارتگر من دور شد / من صبوری کردمو غارت گرم مغرور شد
سلامت میکنم ای غنچه ی راز تو بودی از برای عشقم آغاز، تویی تنها دلیل زنده بودن ندارم طاقت با چشم در ناز***
من یاد خوش دوست به دنیا ندهم / لبخند خوشش به صد رعنا ندهم / گر یاد کند مرا هر از گاهی چند / گرد رخ وی به چشم بینا ندهم
گرچه نازنینان را وفا نیست / گلستانی چو باغ آشنا نیست / اگر بر اوج آسمان هم پا گذارم، دلم یک لحظه از یادت جدا نیست
در این شهر صدای پای مردمی است که هچنان که تورا می بوسند، طناب دار تو را می بافند ، مردمی که صادقانه دروغ میگویند
از برگ گل نازک تری / از هرچه گویم بهتری / خوبان فراوان دیده ام / اما تو چیز دیگری .
آخرین نگاهت را پلک نخواهم زد ، مبادا تصویرت در چشمانم آواره شود .***
میگن آخر معرفت اینقدر دوره که عمر آدما کفاف نمیده بهش برسن ، اما من یه اس ام اس میدم به اونی که آخر معرفته .
باد باشی خاکتم ، درخت باشی برگتم ، دریا باشی آبتم ، هرجا باشی یادتم .
.
چشمامو وقف تو کردم ، دل به خلوت تو بستم ، هم ترانه پس کجایی ؟ من که مردم از جدایی ، دل شکسته و غریبم ، جون میدم اگه نیایی .
عشق گاهی یک پرواز است ، با تو / عشق گاهی یک آواز است ، برای تو / عشق گاهی یک نگاه است ، فقط تو / عشق گاهی یک گناه است ، بی تو .
خدا آن روز که دنیا را نهاده / به هرکس هرچه لایق بود داده / به بلبل ناله ی مستانه داده / به طاووس جعبه ی شاهانه داده / به جغد هم در خرابه لانه داده / به شیر هم قدرت مردانه داده / به ما هم نازنینی چون تو داده .
یادها فراموش نخواهند شد حتی به اجبار ، دوستی ها ماندنی اند حتی با سکوت .
آسمون چشمام بدجوری شده ابری / میخوام ببارم واسم نمونده صبری .
دستتو بذار یه طرف صورتت ، گذاشتی ؟ به این میگن ماه گرفتگی !
راستی ثانیه ها نامردند / گفته بودند که بر می گردند / بر نگشتند و پس از رفتنشان / بی جهت عقربه ها می گردند .
مهربانیت را به دستی ببخش که میدانی با او خواهی ماند وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد .
از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست ، نیمه جانی است درین فاصله قربان شما .
با من ای دوست اگر خوب اگر بد باشی / تپش حس من اینست که باید باشی .
مهربانی بهترین عطریست که در گل جاریست و تو خوشبوترین شاخه ی گل دنیایی
الهی قلب غم آتش بگیرد / سیاهی دق کند ماتم بمیرد / الهی تا رفیق هست و زمان هست / کسی یاد تو را از من نگیرد .
وفای دوست صفای اوست ، خدایا یاریم کن اگر چیزی شکستم دل نباشد .
توبه کردم که دگر می نخورم ، یار اگر ساقی شود و می بدهد من چه کنم ؟
عطر حرفات واسه من گل شقایقه / تو رو دیدن واسه من قشنگترین دقایقه.*
قلبت رو خالی نگه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ..... زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز دارم
کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود.واسه من توی قلبت هنوز یه ذره جا بود
روز اول شوخی شوخی جدی شد شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو***
دیروز به تاریخ پیوست***
فردا معماست
و امروز هدیه است
دوای درد مرا هیچ کس نمی فهمد
فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا
تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی
دلم می پاشد از هم بس که زیبا می شوی گاهی
حضور گاه گاهت بازی خورشید با ابر است
که پیدا می شوی گاهی و پنهان می شوی گاهی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آسمانم دلم برای تـو، آنقدر تنگ می شود
که آغـوشم
برایـــش کهکشان است !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این ساحل خسته را تو پیدا کردی
این موج نشسته را تو برپا کردی
من خامُش و خسته خفته بودم ای عشق
مرداب دل مرا تو دریا کردی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زير باران بيا قدم بزنيم
حرف نشنيده اي به هم بزنيم
چتر را تا كنيم و خيس شويم
لحظه اي پشت پا به غم بزنيم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سخن از عشق خود بخود زيباست
سخن عاشقانه اي به هم بزنيم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با رفیقان از ازل دست رفاقت داده ایم
در وفای ما نکن شک گر چه دور افتاده ایم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عاقبت در دام می افتیم ما
دام ما ای کاش در کوی تو باد
تیر ما هم از کمانی می رسد
آن کمان ای کاش ابروی تو باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
محکومی
به حمل همیشگی گرم ترین سلاح کشنده جهان
.
.
.
چشمانت...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یک روز رسد غمی به اندازه کوه
یک روز رسد نشاط اندازه دشت
افسانه زندگی چنین است گلم
در سایه کوه باید از دشت گذشت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به قناری گفتم
چه کسی حرف دل ما به تو گفت
از کجا میدانی
که به این زیبایی
و به این آسانی
از دل عاشق ما میخوانی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گرچه دست های ما را از هم جدا کرد
ولی خوشحالم
که جـرات ندارد به دل هایمان نزدیک شود!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آزمایش ضربان قلب نشان داد
که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم،
تنهایی سرخ رگهایم را مسدود کرده بود ...
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
شاملو !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بوق اشغال میزند
وقتی شماره ات را در ذهنم می گیرم
کسی انگار پشت خط است ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق مانند هوا
همه جا موجود است
تو نفسهایت را قدری جانانه بکش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوستـــم داری ... دوستـــت دارم
نمی گویم ... نمی گویــی
نمی دانــم
تــا کی غرور باید آشنای چــشم های بی قرارمان باشد ؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به تو می اندیشم.
و از اندیشه ی توست
گر که گه گاه به لب ، خنده می آویزد.
خوش به حالم که کسی
نتواند ره اندیشه ی تو ، بر دلم بربندد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتم ، رفتی ، رفت . . .
چقدر ساده صرف شدیم
کاری که از ماندنت بر نمی آمد
بی شک رفتنت عاشقم کرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تنهای ما تنهاست
دلهای ما با هم
دل، از تو لبریزست
تنهای تنها هم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قسم به تین و عنکبوت ، به مرغ باغ ملکوت ، از ته دل برات بگم دنیا فدای تار موت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نمی خواهم نبودنت
از شمارش انگشتانم بیشتر شود..
اما این روزها کاری از دستانم بر نمی آید...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من از تبار تیشهام، با من غمی هست
در ریشهام احساس درد مبهمی هست
جز زخم، این دنیا نخوردم تلخ و شیرین
آیا در آن دنیا امید مرهمی هست؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گر فرستی یک پيامک دل شوم
آدمی را ول کنم تا گل شوم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غم تو مرا کفایت می کند
غصه ام را بس زیادت می کند
صورتم بارانی و مویم پریشان می شود
دوریت ویران مرا از یاد نامت می کند
از زبان سرخ تو خون دلی خوردم ولی
دل صدایت می کند،سر را فدایت می کند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ترا زیباترین می دانم ای دوست
ز رویت عشق را می خوانم ای دوست
مرا در عاشقی کردی تو مجنون
چه لیلاوش شدی در جانم ای دوست!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر واقعا عشق را یافتی،
به آن پرواز بده و رهایش کن.
اگر خودش ماندن را انتخاب کرد،
به این معناست که عشق واقعی تو همان است.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هر کجا سازی شنیدی
از دلی رازی شنیدی
شعر و آوازی شنیدی
چون شدی گرم شنیدن
وقت آه از دل کشیدن
یاد من کن، یاد من کن
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پشت همین واژه ها
پنهان می شوم
تا تو پیدایم کنی
دستم نرسد به دیوار تا بگویم سُک سُک
آن وقت تکیه بدهم به تو
بگویم
بالاخره پیدایم کردی...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بگو نبارد برف
اینهمه سپید ننشیند بر زمین
حالا که رد پای ما کنار هم جفت نمیشود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تقصیر ما نیست که بر روی حرفهایمان نمی مانیم
ما بر زمینی زندگی می کنیم که هر روزخودش را دور میزند!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
باز دست سرنوشت عشقتو تو دلم گذاشت
قصه ای که غصه ای دوباره تو چشام گذاشت
حاصل فاصله هامون غم چشای خیسم بود
حرمت عشق تو بود که رو تنهاییم پا گذاشت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همچنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست
گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست
هر شبم نقش تو ماه شب چشمان منست
روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست
تو را نه عاشقانه
و نه عاقلانه و نه حتی عاجزانه
که تو را عادلانه در آغوش می کشم
عدل مگر نه آن است که هر چیزی سر جای خودش باشد؟
ابتدا خداوند زمین را آفرید سپس استراحت کرد ، بعد مرد را آفرید سپس استراحت کرد آنگاه زن را آفرید سپس نه خدا استراحت کرد نه مرد نه زمین
قسم خوردم همیشه با تو باشم / در این دنیا فقط مال تو باشم / اگر ماندی در این دنیا عاشق / من هم به خاطر تو زنده باشم
عجب موجود سخت جانی ست دل! هزار بار تنگ میشود، میشکند، میسوزد، میمیرد و باز هم برایت میتپد
بی تو در سینه ی من دل دیگه جایی نداره / زندگی بی گل روی تو صفایی نداره / از غم دوری تو ای گل یکدونه ی من / دردی افتاده به جونم که دوایی نداره
بیا جهانو قسمت کنیم، آسمون واسه تو ابراش واسه من، دریا واسه تو موجاش واسه من، خورشید واسه تو ماه واسه من..... اصلا دنیا مال تو، تو مال من!
احتیاج به مستی نیست،! یک استکان چای هم دیوانه ام میکند وقتی میزبان چشمان تو باشد
من شعرهایم را از چشم های تو میدزدم، دیوان قشنگیست چشمانت!!!
دعا میکنم هیچگاه چشمهای زیبای تو را در انحصار قطره های اشک نبینم، و تو برایم دعا کن ابر چشمهایم فقط برای تو ببارد
هرگز این چهار چیز را در زندگیت نشکن: اعتماد، قول، رابطه، قلب زیرا وقتی اینها میشکنند صدا ندارند
هر چقدر تو منو دوست داری من یه دونه بیشتر دوست دارم، اینجوری حتی اگه دوستم نداشته باشی، من یه دونه بیشتر دوست دارم
گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست، گفتم که مرا دوست نداری گله ای نیست، رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت، بگذار بسوزد دل من مسئله ی نیست
فهمیدن عشق را چه مشکل کردند، ما را ز درون خویش غافل کردند، انگار کسی به فکر ماهی ها نیست، سهراب بیا که آب را گل کردند
لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند، حاضرم تمام هستیم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند
فاصله ی تابش خود را بر دیگران تنظیم کن خداوند خورشید را در جایی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند
بگذار خیال کنم دوستم داری و از این خیال شبها تا سپیدی روز با ستاره ها باشم
دلم همچون آسمان، پر از ابرهای بارانیست، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند
میگن جای گنج در ویرانه هاست! چه گنجی ز تو بالاتر و چه جایی ز قلب من ویرانتر
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش صحبت کنی ولی وقتی که دیدیش چیزی جز سلام نتونی بهش بگی
گفته بودم گر بیایی مقدمت را گل فشانم، گل چه قابل مهربانم، چشم هایم را فرش راهت میکنم
از شرکت فرش مزاحمتون میشم، میشه دلمو زیر پاتون فرش کنم تا هیچ جا جز دل من پاتو نزاری؟
همه نازند تو عزیز، همه لوسن تو ملوس، همه شیرین تو شکر، همه قندن تو عسل
باغبون برای داشتن یه گل سرخ، نوکری هزار تا خارو میکنه! باغبونتم گلم
من و این داغ در تکرار مانده، من و این عشق بیدار مانده / مپرس از من چرا دلتنگ هستم، دلم بین درو دیوار مانده
باز باران تا همیشه نم نمک بر روی شیشه، مینویسه تا بدونی مهربونیت پاک نمیشه
انقدر دوست دارم که تو کتاب جا نمیشه، پی چاره ام با حرفای الفبا نمیشه، من که هیچ، ساعتمم دیوونته دروغ که نیست، تو از اون روزی که رفتی خوابیده، پا نمیشه
یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی
ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم !
عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به یادش باشی
ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی !!!
دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست
می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .
من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو.
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر...
هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت....هیچ ادایی جای اون نازو اداتو نگرفت....پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی کنه، روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت...
کاش کسی تو دلمون پا نمیذاشت... کاش اگه پا میزاشت دلمون رو تنها نمیذاشت... کاش اگه تنها میذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نمیزاشت
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی
موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم،موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم،موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم
دل آدمها مثل یک جزیره دور افتادست ،اینکه کی واسه اولین بار پا به جزیره میزاره مهم نیست مهم اون کسیه که هیچوقت جزیره را ترک نکند
اگر باران بودم انقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
اگرتواین دنیا کسی هست که با دیدنش رنگ رخسارت عوض میشه و قلبت ابروتو به تاراج می بره. مهم این نیست که اون مال تو باشه، مهم اینه که باشه. نفس بکشه، زندگی کنه و از زندگیش لذت ببره
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت
عاقبت یک روز مغرب ، محو مشرق می شود